خرید بک لینک
قسمتی از سفرنامه ی جیمزتدیا به سرزمین "عیبی یوخده بابا!" به قلم جیمز سیریوس جیغول نهنگ پاتر: و بعد وقتی تدی داشت تعریف میکرد که چطور با تفنگ آب پاشش اونو توجیه کرده بود و جوابشم دیده بود، من برای کمک به توصیف بهتر، خود ِ تدی رو توجیه کردم که باید قیافه شو می دیدین! - داشتم شومینه نگاه میکردم که یهو متوجه شدم یه اتفاقی داره میفته و وقتی به خودم اومدم دیدم یه پارچ آب روم خالی... شلوووپ! ( افکت بهتری برای آبپاشی لحظه ای تو صورت پیدا نکردم) -اینجوری؟ - البته قابل ذکره که بگم قبل از اون ماجرا تدی اصلا منو توجیه نکرده بود و من به هیچ وجه برای انتقام نب

برچسب: نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

اپیزودک اول: مونولوگ٭: - هـــــــــــیـــــــــــــــــــن، مهم اینه که بدونی چی میخوای، بقیه اش کاری نداره. منم که میدونم چی میخوام! فقط کافیه که پیداش کنم. آروم آروم شروع به قدم زدن بین قفسه ها کرد، همه چی اونجا بود، از شیر ققنوس تا هورکراکس ولدک؛ واسه همین انقدر مطمئن بود. یه مرتبه چشاش برق زد و با ذوق و شوق به مجسمه روبروش خیره شد. اصلا انگار سفارشی واسه خودش ساخته بودن. دستشو به طرف بره مظلومی که با چشمای درشت قهوه ایش بهش میگفت "منو ببر، من خود جنسم!" دراز کرد... - آاااااااااااااااااااااوووووخ خ خ خ! آخرین صحنه ای که قبل از انتقال به سنت مانگو

برچسب: نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

/**/صحنه ي اول – داخلي- اتاق نشيمن ويلاي صدفي: - پنجول من تيزتره!- يويوي من عزيزتره!- حالت تو قوطيه!- نهنگ دارم نميذاره! و تدي دکمه رو چوبدستيشو فشار داد تا اشعه ليزر قرمز بيفته رو صورت جيمز و جيمز قلبشو بگيره و پس بيفته!- اوه توله گرگ! تو اينجامو که زدي ( جيمز به صورتش اشاره ميکنه) اينجام ( جيمز دوباره به صورتش اشاره ميکنه) درد نکرد، اينجام (جيمز به قلبش اشاره ميکنه)... اينجام ( جيمز دوباره به قلبش اشاره ميکنه) اينجام (جيمز باز به قلبش اشاره ميکنه) درد کرددد....و بعد زبون جيمز به صورت قائم يهو از دهنش ميزنه بيرون و بعد از چن ثانيه مکث ميفته رو گونه سمت چپش. اي

برچسب: چارشنبه سوری فیلم,چارشنبه سوری باستانی,چهارشنبه سوری,چهارشنبه سوری 93,چهارشنبه سوری مبارک,اس ام اس چهارشنبه سوری,عکس چهارشنبه سوری,چارشنبه سوری در تهران,چهارشنبه سوری چیست,پیامک چهارشنبه سوری, نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

- تدی میگه هنوز اددش نکردی!- ها؟ هم.. باشه امشب ادد میکنم.این برای جیمز یه تجربه ی جدید بود. به جز چار پنج نفر از افراد فامیل یا همکلاسی ها، کسی رو تو اددلیستش نداشت. اما حالا خیلی یهویی، به بهانه ی سایتی به اسم جادوگران و تیمی به اسم ریش سفیدان، یه عالمه ملت ریخته بودن تو لیست مسنجرش! خب جیمز نمیدونست میتونه به این ملت اعتماد کنه یا نه..میتونه باهاشون راحت باشه؟ میتونه حرفاشونو بفهمه؟ جیمز نمیدونست میتونه تو اون سایت موفق باشه یا نه؟ اون شب جیمز خیلی چیزا رو نمیدونست! مهمترینش اینکه نمیدونست آیدی که اون شب ادد میکنه، برای همیشه تو اددلیست ذهنش ماندگار

برچسب: نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

- همه چی آماده س؟ - اهین. - نهنگامو برداشتی؟ - اهین. - معجون گرگ خفه کن ؟ - اهین!! جیمز، چینی بر پیشانی اش انداخت و یک بار دیگر لیستش را چک کرد. بعد سرش را بالا گرفت تا بتواند چهره ی نگران تدی را بررسی کند. - چته؟ - هیچی بابا. جیمز، آهی کشید و مانند هر برادر بزرگتر(!) مسئول دیگری آخرین توصیه هایش را برای بار شونصدم در ۶ ماه اخیر تکرار کرد. - میری اونجا شلوغ نکن. آسه بیا آسه برو. مراقب باش گوشت خوک به خوردت ندن. خواهرزاده مو نمیفرستیش مدرسه ها. سرشو میکنن تو توالت. تو فیلماشون همیشه نشون میده سر غیرهموطن هاشونو میکنن تو توالت. موهاتو صورتی نکن. سگ نخر. گذ

برچسب: happy birthday,happy birthday meme,happy birthday song,happy birthday gif,happy birthday fuy,happy birthday in spanish,happy birthday sister,happy birthday cousin,happy birthday brother,happy birthday mom, نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

سلین بوقی، میدونم تو هم هنوز مثل من اینجا رو یادت نرفته و بهش سر زدی، نمیدونم وقتی بهش سر میزنی بازم میشینی از اول پستاشو میخونی یا نه ولی این بلا چن بار سر من اومده. دو سه باری اومدم آپ کنم ولی باز نشستم از اول خوندم و بعد هجوم خاطرات و لحظهها و روزها و سالها و این دل تنگ لعنتی که خودش بهم میگفت باید بنویسی، انقدر فشرده میشد که نمیذاشت بنویسم. بوقی میدونی از وقتی رفتی نارگیل، این دل صابمرده چقدر بیقراری میکنه، انگار که خودشم کوله بارشو زده سر یه تیکه چوب و رفته نارگیل از اول تحصیل علم و دانش! از اون داداش معتادت هم که بخاری بلند

برچسب: نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

تموم میشه. خوب میشه. میگذره.
خدا منو ساردین کنه اگه دروغ بگم.

برچسب: نویسنده: نوید طاهری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 9:47

صفحه بندی